ترجمه "reboot" به فارسی
بازراهاندازی (داستان), راه اندازی مجدد بهترین ترجمه های "reboot" به فارسی هستند.
reboot
verb
noun
دستور زبان
(computing) An instance of rebooting. [..]
-
بازراهاندازی (داستان)
term used in serial fiction
-
راه اندازی مجدد
How much longer until the, uh, system reboots?
چقدر طول می کشه تا سیستم راه اندازی مجدد بشه ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reboot " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reboot" با ترجمه به فارسی
-
راه اندازی مجدد نرم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن