ترجمه "recall" به فارسی

یاد, خاطره, احضار بهترین ترجمه های "recall" به فارسی هستند.

recall verb noun دستور زبان

(transitive) To withdraw, retract (one's words etc.); to revoke (an order). [from 16th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یاد

    noun

    Whenever we have such lovely rain, I recall the two of us, several years ago.

    وقتی که بارانی به این قشنگی می بارد، من به یاد خودمان دو تا در چند سال قبل می افتم.

  • خاطره

    noun

    she recalled oftenest and most painfully.

    پیش از تمام خاطرات دیگر او را رنج میداد

  • احضار

    But Fleece had hardly got three paces off, when he was recalled.

    اما هنوز پشم و چند قدم برنداشته بود که از نو احضار شد.

  • ترجمه های کمتر

    • فراخوان
    • بازیابی
    • حافظه
    • فراخوانى
    • وژم
    • یاده
    • (ارتش - به ویژه با طبل یا شیپور) به صف فراخواندن
    • (امریکا) برکنار کردن نماینده یا کارمند ارشد از راه امضای عریضه و انتخابات مجدد
    • (شعر قدیم) نوجان کردن
    • احضار کردن
    • احیا کردن
    • به اردو فراخواندن
    • به خاطر آوردن
    • به خاطر آوری
    • به یاد آوردن
    • به یاد آوردن یا داشتن
    • به یاد آوری
    • فراخوان کردن
    • فراخواندن (به ویژه در مورد کالای نقص دار که توسط تولید کننده برای اصلاح فراخوانده می شود)
    • لغو کردن
    • مستغرق شدن در
    • پس گرفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " recall " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Recall
+ اضافه کردن

"Recall" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Recall در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "recall" با ترجمه به فارسی

  • یاداوری برند
  • (روان شناسی) قدرت به یادآوری کامل · حافظه ی کلی
اضافه کردن

ترجمه های "recall" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه