ترجمه "receipt" به فارسی
قبض, دریافت, رسید دادن بهترین ترجمه های "receipt" به فارسی هستند.
receipt
verb
noun
دستور زبان
The act of receiving, or the fact of having been received [..]
-
قبض
nounThis is a gas receipt, hypothetically, for a year from now.
فرض کنید این یک قبض بنزین است، مربوط به سال آینده.
-
دریافت
nounWhen the money is spent, he will either have to be present or to receive receipts.
وقتی که پول خرج میشود یا او باید حضور داشته باشد و یا اینکه رسیدهائی دریافت نماید.
-
رسید دادن
verb
-
ترجمه های کمتر
- رسيد
- رسید
- وصول
- پذیرش
- قبول
- (روی قبض و غیره) مهر دریافت زدن
- (قبض یا ورقه و غیره) رسید
- (قدیمی) رجوع شود به recipe
- اعلام وصول
- رسید نوشتن
- رسید کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " receipt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Receipt
-
رسید
Had Estha been with them, he would have kept the receipt.
اگر استا با آنها بود رسید را نگه میداشت.
تصاویر با "receipt"
عباراتی شبیه به "receipt" با ترجمه به فارسی
-
دفتر روزنامه دریافت های نقدی
-
هدشن تفایرد
-
رسید سپرده
-
اعلام وصول
-
برگه رسید کالا
-
دریافت های نقدی
-
بارنامه متور لنچ
-
درآمد · ديسر · سود سهام · عایدی · منافع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن