ترجمه "receiver" به فارسی
گیرنده, گوشی, گيرنده بهترین ترجمه های "receiver" به فارسی هستند.
A person who receives something. [..]
-
گیرنده
Now let's take a look at these miraculous receivers up close.
حال بییاییم بر این گیرنده های شگفت انگیز نگاه نزدیکی داشته باشیم.
-
گوشی
She heard a high pitched whine and placed the telephone receiver into the terminal modem.
وقتی صدای بیپ را شنید، گوشی تلفن را به ترمینال وصل کرد.
-
گيرنده
This molar cap's a transmitter and a receiver.
اين روکش دندون هم گيرنده س و هم فرستنده
-
ترجمه های کمتر
- دریافتگر
- ستانا
- صندوقدار
- (امور ورشکستگان) مدیر تصفیه
- (تلفن) گوشی
- (ورزش) دریافت کننده ی توپ
- خریدار کالاهای مسروقه
- خزانه دار
- دریافت کننده
- مال خر
- وصول کننده
- پاس گیر 5 - (رادیو و غیره) گیرنده
- پنهان کننده ی مال مسروقه
- گیرنده (نظریه اطلاعات)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " receiver " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
گیرنده
Warn if & Receiver 's Email Address is Not in Certificate
اخطار ، در صورتی که نشانی رایانامهای & گیرنده در گواهینامه نباشد
-
دریافت کننده
I switched the antenna from receiver mode to broadcast.
من آنتنش رو از دریافت کننده به ارسال کننده تغییر دادم
-
گیرنده (پیام)
تصاویر با "receiver"
عباراتی شبیه به "receiver" با ترجمه به فارسی
-
گوشی تلفن (receiver هم می گویند)
-
میزان کننده · گیرنده رادیو
-
حساب دریافتنی · حسابهای دریافتنی
-
جدول طبقه بندی سنی حسابهای دریافتنی
-
تجزیه و تحلیل زمانی حسابهای دریافتنی
-
کفیل – امین اموال
-
(جمع) مطالبات · بروات وصولی · حساب های وصولی · دریافت کردنی · دریافتنی · دریافتنی ها · سررسید · قابل قبول · قابل وصول · وصولی · پذیرفتنی
-
منحنی مشخصه عملکرد سیستم