ترجمه "reciprocally" به فارسی
متقابلا, معکوسا, از دوسر بهترین ترجمه های "reciprocally" به فارسی هستند.
reciprocally
adverb
دستور زبان
In a reciprocal manner; by way of returning (e.g. a favour, insult, etc). [..]
-
متقابلا
-
معکوسا
-
از دوسر
-
از دوسو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reciprocally " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reciprocally" با ترجمه به فارسی
-
هزینه های کاملا تخصیص یافته
-
تلاقی دوسویه · تلاقی دوسویه (روشهای زادگیری)
-
دوجانبه
-
ماتریس معکوس
-
(مکانیک) موتور پیستونی · دستگاه پس تایشی · موتور رفت و برگشتی · هردوسری
-
(قدیمی) برابر بودن · بازکنش کردن · برابر کنش کردن · جبران کردن · دادن و گرفتن · دارای حرکت متناوب (به پس و پیش و یا بالا و پایین) کردن · دو سویه بودن یا کردن · مبادله کردن · متقابل بودن · متقابلا عمل کردن · معامله به مثل کردن · پیستونی کردن یا شدن
-
بده و بستان · تقابل · دوسویگی · رابطه ی متقابل · ضریب شوارتزشیلد · عمل متقابل · معامله به مثل · معامله ی به مثل · پستایش · پیوند دو سویه
-
کمپرسور رفتوبرگشتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن