ترجمه "recommend" به فارسی

توصیه کردن, سفارشاندن, (برای انجام کاری) معرفی کردن بهترین ترجمه های "recommend" به فارسی هستند.

recommend verb دستور زبان

(transitive) To bestow commendation on; to represent favourably; to suggest, endorse or encourage as an appropriate choice. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توصیه کردن

    verb

    My teacher recommended that dictionary.

    معلمام آن واژهنامه را توصیه کرد.

  • سفارشاندن

  • (برای انجام کاری) معرفی کردن

  • ترجمه های کمتر

    • اندرز دادن
    • تجویز کردن
    • خوشایند ساختن
    • دفاع کردن
    • رواداشت کردن
    • سفارش کردن
    • سپارش کردن
    • صلاح دانستن
    • مطبوع کردن
    • معرفی کردن
    • پند دادن
    • پیشنهاد کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " recommend " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "recommend" با ترجمه به فارسی

  • توصیه شده
  • سیستم توصیه گر
  • آر.دي.آ · جیرههای غذایی توصیهشده · دريافت غذايي توصيهشده
  • سیستم توصیهگر
  • قیمت خرده فروشی توصیه شده – قیمت تعیین شده برای خرده فروشی
  • تعریفی · شایسته معرفی · قابل توصیه
  • i would recommend
  • (برای انجام کاری ) معرفی · اندرز · تصدیق نامه · توصیه · توصیه نامه · سفارش · سپارش · سپارش نامه · صلاحدید · معرفینامه · نظریه · پند · پیشنهاد
اضافه کردن

ترجمه های "recommend" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه