ترجمه "reconciliation" به فارسی
آشتی, صلح, مصالحه بهترین ترجمه های "reconciliation" به فارسی هستند.
reconciliation
noun
دستور زبان
The reestablishment of friendly relations; conciliation or rapprochement. [..]
-
آشتی
nounTill this morning, we have not once met since the day of reconciliation.
از روزی که آشتی کردیم تا امروز یک بار هم همدیگر را ندیده بودیم.
-
صلح
nouni want to do something on the reconciliation
من ميخوام يک کاري بکنم که صلح بوجود بياد
-
مصالحه
nounI felt compelled to offer the hand of reconciliation.
من احساس کردم که مجبورم که با شما مصالحه ای انجام بدم
-
ترجمه های کمتر
- اصلاح
- اشتي
- برابرسازی
- تطبیق
- ایجاد روابط حسنه
- تلفیق (reconcilement هم می گویند)
- دوست واری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reconciliation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Reconciliation
-
اصلاح و تعدیلات
عباراتی شبیه به "reconciliation" با ترجمه به فارسی
-
حساب مغایرت سرمایه-حساب تعدیل سرمایه
-
یراک یاهتصرف و یصخش یاهتیلوئسم ح الصا نوناق1996 لاس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن