ترجمه "reconnaissance" به فارسی

شناسایی, اکتشاف, اکتشافی بهترین ترجمه های "reconnaissance" به فارسی هستند.

reconnaissance noun دستور زبان

The act of scouting or exploring (especially military or medical) to gain information. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شناسایی

    noun

    A reconnaissance mission only.

    فقط یک ماموریت شناسایی ـه

  • اکتشاف

    noun

    a spy, a prisoner, and a general who has been on reconnaissance

    یک جاسوس و یک اسیر و یک ژنرال که از مأموریت اکتشاف مراجعت کرده بودند

  • اکتشافی

    and communication satellites and reconnaissance satellites.

    ما هنوز ماهوارههای نظامی، هواشناسی، مخابراتی و اکتشافی رو اضافه نکردیم.

  • ترجمه های کمتر

    • دریابش
    • (ارتش) شناسایی
    • بازدید مقدماتی
    • دیده وری
    • عملیات شناسایی
    • وابسته به شناسایی یا دیده وری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reconnaissance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "reconnaissance" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "reconnaissance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه