ترجمه "rectitude" به فارسی
درستکاری, راستی, درستی بهترین ترجمه های "rectitude" به فارسی هستند.
rectitude
noun
دستور زبان
Straightness; the state or quality of having a constant direction and not being crooked or bent. [..]
-
درستکاری
nounto appreciate the rectitude of his perseverance in a landlord's duty
از پافشاری و درستکاری او در انجام وظایفش به عنوان مالکی بزرگ، که
-
راستی
noun -
درستی
to Mr. Bulstrode God's cause was something distinct from his own rectitude of conduct:
در نظر آقای بولست رود آرمان الهی چیزی جدا از درستی کردار خودش بود؛
-
ترجمه های کمتر
- راستایی
- نیکوکاری
- (نادر) راست بودن
- راست اندیشی
- نیک داوری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rectitude " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن