ترجمه "red" به فارسی
قرمز, سرخ, بور بهترین ترجمه های "red" به فارسی هستند.
(slang) The drug secobarbital; a capsule of this drug. [..]
-
قرمز
noun adjectivehaving red as its colour [..]
The red lines on the map represent a railway.
خطوط قرمز روی نقشه راه آهن را نشان میدهند.
-
سرخ
adjectivehaving red as its colour [..]
Marius directed his steps towards that red light.
ماریوس به هدایت این روشنایی سرخ پیش میرفت.
-
بور
adjectiveHaving red as its colour. [..]
-
ترجمه های کمتر
- ghermez
- sorkh
- قرمزی
- گلگون
- گلرنگ
- سرخپوست
- qermez
- بلشویک
- تبس
- چپی
- (معمولا R بزرگ ) کمونیست
- (معمولا جمع - خودمانی) داروی مسکن یاخواب آور (barbiturate)
- (چکرز) مهره ی قرمز
- برافروخته 2
- خون گرفته (bloodshot هم می گویند) 1
- دارای پوست قرمز (در اثر شرم یاآفتاب و غیره) 0
- دارای گیسوی قرمز
- رنگدانه ی قرمز
- رنگیزه ی قرمز
- رودخانه ی رد (در مرز میان تگزاس و اوکلاهوما - امریکا)
- رودخانه ی قرمز (به چینی : Yuan به ویتنامی : Hong - از چین و ویتنام می گذرد و به خلیج تانکین می ریزد)
- ستون بدهکار
- سرخ جامه
- سرخ و متورم
- قرمز رنگ
- مخفف : red wine
- موقرمز (redhead هم می گویند)
- هر چیز قرمز رنگ : جامه ی قرمز
- وابسته به حزب کمونیست یا شوروی سابق
- پارچه مخمل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " red " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A Communist [..]
"Red" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Red در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Reverse electrodialysis.
"RED" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای RED در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "red"
عباراتی شبیه به "red" با ترجمه به فارسی
-
مرغ جنگلی سرخ
-
شنل قرمزی