ترجمه "red-blooded" به فارسی
با اراده, با غیرت, غیرتمند بهترین ترجمه های "red-blooded" به فارسی هستند.
red-blooded
adjective
Exhibiting healthy vigor or spirit; hearty. [..]
-
با اراده
-
با غیرت
-
غیرتمند
-
غیور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " red-blooded " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "red-blooded" با ترجمه به فارسی
-
گویچه سرخ · گویچه ی قرمز (red corpuscle و erythrocyte هم می گویند) · یاخته ی قرمز خون
-
ارتروسیتها · اريتروبلاستها · اریتروسیتها · سرخگویچهها · سلولهاي خوني قرمز · نوخ زمرق لوبلگ · گلبولهای قرمز · گویچه سرخ · گویچههای سرخ
-
یا هتسب ینوخ یاه هچيوگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن