ترجمه "redemptive" به فارسی
رستگارگر, رستگار کننده, رهاگرانه (redemptory هم می گویند) بهترین ترجمه های "redemptive" به فارسی هستند.
redemptive
adjective
دستور زبان
of something that is redeeming; being of redemption or saving [..]
-
رستگارگر
-
رستگار کننده
-
رهاگرانه (redemptory هم می گویند)
-
ترجمه های کمتر
- رهایی بخش
- نجات بخش
- وابسته به رستگاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " redemptive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "redemptive" با ترجمه به فارسی
-
(حق استرداد ملک رهنی سوخت شده به شرط پرداخت اصل و فرع و سایر هزینه ها در مدت معین و منصفانه) حق پس گیری
-
رستگاری از شاوشنک
-
بازپرداخت اوراق قرضه در سررسید
-
از گرو درآوری · استخلاص · استرداد · بازخرید · رستگارکننده · رستگارگر · رستگاری · رها · رهانش · رهاننده · رهایی · فدیه · نجات · نقدسازی
-
باز خرید · بازخرید
-
ذخیره بازخرید اوراق قرضه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن