ترجمه "redress" به فارسی

جبران خسارت, اصلاح, جبران بهترین ترجمه های "redress" به فارسی هستند.

redress verb noun دستور زبان

To put in order again; to set right; to emend; to revise. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جبران خسارت

    noun

    Demand redress for damages suffered by Cesar and myself.

    مطالبه کردن جبران خسارت و آسيب. وارد شده به خودم و سزار

  • اصلاح

    The act of redressing; a making right; reformation; correction; amendment

  • جبران

    noun

    Demand redress for damages suffered by Cesar and myself.

    مطالبه کردن جبران خسارت و آسيب. وارد شده به خودم و سزار

  • ترجمه های کمتر

    • غرامت
    • چاره
    • ارتجاع
    • شیاناندن
    • شیانیدن
    • گزیر
    • استمالت
    • بازگردانی
    • فریادرسی
    • تاوان
    • دلجویی
    • علاج
    • درمان
    • دارو
    • (قصور یا خطا یا جرم یا تعدی و غیره) جبران کردن
    • (نادر) تاوان دادن
    • اصلاح کردن
    • برطرف کردن
    • پرداخت خسارت
    • چاره سازی
    • چاره کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " redress " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "redress" با ترجمه به فارسی

  • اصلاح کننده · رفع کننده · چاره کننده
اضافه کردن

ترجمه های "redress" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه