ترجمه "reed" به فارسی
نی, نای, روخ بهترین ترجمه های "reed" به فارسی هستند.
reed
verb
noun
دستور زبان
(botany, countable) Any of various types of tall stiff perennial grass-like plants growing together in groups near water. [..]
-
نی
noungrass-like plant
She put him in a reed basket and cast him away in a river.
او را در سبدی از نی گذاشت و به آب رودخانه سپرد.
-
نای
noun -
روخ
grass-like plant
-
ترجمه های کمتر
- کلک
- قمیش
- قصب
- ماشوره
- تیر
- دهانگیر
- شیردان
- (بام خانه را) نی پوش کردن
- (دستگاه بافندگی) شانه
- (سازهای بادی) قمیش
- (شعر قدیم) پیکان
- (معماری) رجوع شود به reeding
- (موسیقی) نی لبک
- (گیاه شناسی) نی (انواع گیاهان جنس Phragmites)
- (یهودیان باستان) یکان سنجش درازا (برابر با شش کوبیت cubit)
- با نی یا قصب تزئین کردن 0
- ساقه این گیاهان (که در ساختن بام در نواحی پرباران و مرطوب و سبدسازی و غیره به کار می رود)
- ماشوره پوش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Reed
proper
noun
A surname, a spelling variant of Reid. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Reed" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Reed در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "reed"
عباراتی شبیه به "reed" با ترجمه به فارسی
-
(موسیقی - ارگ) · دسته ی ارگ · چند لوله ی دارای یک دسته یا مهار
-
(لوله ی ارگ) قمیش دار · دهانگیردار
-
(گیاه شناسی) جل وزغ (گونه های جنس Sparganium که گیاهی آبزی است و برگ های علف مانند و میوه ی سخت و تیغدار دارد)
-
(موسیقی - هر نوع ساز بادی شامل دو نی یا لوله که به هم بسته شده اند) ساز دولول
-
فراگميتس كومونيس · فراگمیتس استرالیس
-
اولین رید
-
(ساز بادی) قمیش دار · دهانگیردار (مانند oboe و clarinet) · نی
-
قلمنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن