ترجمه "reeling" به فارسی
شوک ترجمه "reeling" به فارسی است.
reeling
noun
verb
دستور زبان
Present participle of reel. [..]
-
شوک
Susan, the city is still reeling from the throwing star killings last week.
سوزان این شهر هنوز در شوک قتل های شوریکنی هفته گذشته است
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reeling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Reeling
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Reeling" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Reeling در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "reeling" با ترجمه به فارسی
-
قرقره چوبی
-
(از ترس و غیره) پس پسکی رفتن · (برای پیچیدن نخ و فیلم و نوار و غیره) قرقره · (دور قرقره یا ماسوره) پیچیدن · (رقص تند اسکاتلندی) ریل · (مثلا در اثر مستی یا ضربه) تلوتلو خوردن · (کشتی) گوفیه · باعث تلوتلو خوردن کسی شدن · به تلوتلو خوردن در آوردن · به دوران آوردن · به قهقرا رفتن · بوبین · تلوتلو · حلقه · خنک شدن · خنک کردن · دلسردشدن · دوران داشتن · سکندری · سکندری دادن · سکندری رفتن · طبلک · طوق · طوقه · قرقره · قرقره ی چوب ماهیگیری (که ریسمان دور آن پیچیده است) · ماسوره · ماسوره (spool هم می گویند) · موسیقی این رقص · ناویدن · هر چیزی که دور قرقره پیچیده باشد · وارونه شدن · پس پا شدن · پیلی پیلی · پیلی پیلی خوردن · چرخ زدن (یا خوردن) · چرخک · چرخیدن · کج شدن · کسی را گیج کردن · گیج خوردن · گیج رفتن · گیجاندن
-
جمع کردن و بستن نخ دور قرقره
-
مسحور کردن
-
(نوعی رقص محلی ویرجینیا) ریل ویرجینیایی · موسیقی این رقص
-
(دستگاه ضبط صوت) دو قرقره ای · دو نواره
-
(از ترس و غیره) پس پسکی رفتن · (برای پیچیدن نخ و فیلم و نوار و غیره) قرقره · (دور قرقره یا ماسوره) پیچیدن · (رقص تند اسکاتلندی) ریل · (مثلا در اثر مستی یا ضربه) تلوتلو خوردن · (کشتی) گوفیه · باعث تلوتلو خوردن کسی شدن · به تلوتلو خوردن در آوردن · به دوران آوردن · به قهقرا رفتن · بوبین · تلوتلو · حلقه · خنک شدن · خنک کردن · دلسردشدن · دوران داشتن · سکندری · سکندری دادن · سکندری رفتن · طبلک · طوق · طوقه · قرقره · قرقره ی چوب ماهیگیری (که ریسمان دور آن پیچیده است) · ماسوره · ماسوره (spool هم می گویند) · موسیقی این رقص · ناویدن · هر چیزی که دور قرقره پیچیده باشد · وارونه شدن · پس پا شدن · پیلی پیلی · پیلی پیلی خوردن · چرخ زدن (یا خوردن) · چرخک · چرخیدن · کج شدن · کسی را گیج کردن · گیج خوردن · گیج رفتن · گیجاندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن