ترجمه "referent" به فارسی

مرجع, مصداق, (زبان شناسی) مدلول بهترین ترجمه های "referent" به فارسی هستند.

referent noun adjective دستور زبان

(semantics) The specific entity in the world that a word or phrase identifies or denotes. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرجع

    And they can make basically what's a reference atlas.

    ومیتوانند اساسا آنچه که یک اطلس مرجع نامیده میشود را بسازند.

  • مصداق

  • (زبان شناسی) مدلول

  • ترجمه های کمتر

    • هر چیز مورد اشاره یا پس گشت یا مراجعه
    • پس گشتگاه
    • پس گشتگر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " referent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Referent
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صلاحیت

  • مورد مراجعه، ارجاعی

عباراتی شبیه به "referent" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "referent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه