ترجمه "refund" به فارسی
استرداد, بازپرداخت, غرامت بهترین ترجمه های "refund" به فارسی هستند.
refund
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To return (money) to (someone). [..]
-
استرداد
nounI'll book a refundable ticket.
من یک بلیط استرداد کتاب.
-
بازپرداخت
Can you do a quick card refund for me?
ميشه هروقت کارت تموم شد سريع واسم يه بازپرداخت انجام بدي ؟
-
غرامت
noun
-
ترجمه های کمتر
- رد
- (با انتشار اوراق قرضه) وام را تادیه کردن
- (پول) پس دادن
- اوراق قرضه ی جدید را جانشین اوراق قرضه ی سابق کردن
- بازپرداخت کردن
- دوباره بودجه (یا اعتبار) دادن
- مسترد کردن
- پرداخت مجدد کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " refund " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Refund
-
باز پرداخت
عباراتی شبیه به "refund" با ترجمه به فارسی
-
تايلام تخادرپ سپ
-
تخفیف آرمانی
-
نداد سپ مرف
-
رد · پس دهی
-
سامانه ودیعهگذاری
-
سرمایهگذاری مجدد صادرات
-
یفاضا تخادرپ نداد سپ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن