ترجمه "refuser" به فارسی
مستنکف, ابا کننده, عقب زن بهترین ترجمه های "refuser" به فارسی هستند.
refuser
noun
دستور زبان
One who refuses. [..]
-
مستنکف
-
ابا کننده
-
عقب زن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " refuser " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "refuser" با ترجمه به فارسی
-
امتناع تحویل گرفتن کار
-
رفتگر
-
(جمع) فضولات · (مهجور ) انکار کردن · âšğâl · آشغال · استنکاف کردن · اشغال · امتناع کردن · باقيمانده غذا · تفاله · جواب رد دادن · خاکه · درد · درده · دور انداختن · رد کردن · زباله · سرباز زدن · سرپیچی کردن · فاضلاب · فضله · نشدن · نپذیرفتن · نکردن · هر چیز زاید دور انداختنی · واخورده · وازدن · وازده · پس افت · پس مانده · پسماندههای جامد · پوکه · کنجاره · کنجاله
-
رد کردن- نپذیرفتن
-
ابا · استنکاف · امتناع · خودداری · رجوع شود به option · رد · رد کردن · سرپيچی · سرپیچی · قبول نکردن · ناپذیرش · وازنش
-
(جمع) فضولات · (مهجور ) انکار کردن · âšğâl · آشغال · استنکاف کردن · اشغال · امتناع کردن · باقيمانده غذا · تفاله · جواب رد دادن · خاکه · درد · درده · دور انداختن · رد کردن · زباله · سرباز زدن · سرپیچی کردن · فاضلاب · فضله · نشدن · نپذیرفتن · نکردن · هر چیز زاید دور انداختنی · واخورده · وازدن · وازده · پس افت · پس مانده · پسماندههای جامد · پوکه · کنجاره · کنجاله
-
(جمع) فضولات · (مهجور ) انکار کردن · âšğâl · آشغال · استنکاف کردن · اشغال · امتناع کردن · باقيمانده غذا · تفاله · جواب رد دادن · خاکه · درد · درده · دور انداختن · رد کردن · زباله · سرباز زدن · سرپیچی کردن · فاضلاب · فضله · نشدن · نپذیرفتن · نکردن · هر چیز زاید دور انداختنی · واخورده · وازدن · وازده · پس افت · پس مانده · پسماندههای جامد · پوکه · کنجاره · کنجاله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن