ترجمه "regeneration" به فارسی
باززایش, بازسازی, احیا بهترین ترجمه های "regeneration" به فارسی هستند.
rebuilding or restructuring; large scale repair or renewal. [..]
-
باززایش
-
بازسازی
nounHave you read my thing about the regeneration of Costaguana une bonne blague, hein?
نوشته من را در مورد بازسازی کوستاگوئانا خواندهای
-
احیا
Great regenerating transactions were being initiated the fresh loan, a new railway line, a vast colonization scheme.
در راستای احیا و نوسازی کشور اقداماتی شروع میشد وام جدید خط راه آهن جدید برنامه گسترده استعماری.
-
ترجمه های کمتر
- اصلاح
- بازتراكمسازي
- رژنراسیون
- باززایی
- نوجانی
- نوزیستی
- (الکترونیک) بسامد افزایی
- (زیست شناسی) باز رویش
- باز آفرینی
- باز زایش
- بازخورد مثبت
- برش آمادهسازي
- برش باززايش
- برش پناهي
- به آواسازی
- تجدید حیات
- تجدید حیات (دکتر هو)
- رشد دوباره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " regeneration " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Regeneration (Portugal)
"Regeneration" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Regeneration در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "regeneration" با ترجمه به فارسی
-
بازتراكمسازي · باززایش · برش آمادهسازي · برش باززايش · برش پناهي · رژنراسیون
-
احياي مصنوعي · باززایش مصنوعی
-
(الکترونیک) بسامد افزونی کردن · (به ویژه پس از نزول یا گمراهی یا پستی) بازگردانده · (روحا یا از نظر مذهبی) احیا شده · (روحا یا از نظر مذهبی) احیا کردن یا شدن · (زیست شناسی) دوباره روییدن · (شیمی) بازایی کردن · (فیزیک - باطری یا کاتالیست) باز نیرو کردن · (مکانیک - حرارت یا انرژی یافشار و غیره) دوباره به کار گرفتن · احیا کردن · از نو جان یافتن · از نو رشد کردن · باز آفرینی کردن · باز زادن · باز زاده · باز زاده شدن یا کردن · بازروییدن · باززاییدن · بازسازی کردن · به آوا کردن · بهسازی کردن · تازه کردن یا شدن · تجدید حیات کردن · تجدید شده · ترمیم کردن · جان یافته · دوباره درآمدن · رسته · رستگار · مجدد · نجات یافته · نو نیرو کردن · نوجان · نوجان شدن یا کردن · نوزادان · هرز بازآوری کردن
-
(شخص یا چیز) احیاگر · (مکانیک) بازیاب حرارتی · بازآفرین · باززادگر · بازیاب · بازیابگر · گرمکن
-
احيا در آزمايشگاه · باززایش در آزمایشگاه
-
احیای طبیعی · باززایش طبیعی
-
(الکترونیک) بسامد افزونی کردن · (به ویژه پس از نزول یا گمراهی یا پستی) بازگردانده · (روحا یا از نظر مذهبی) احیا شده · (روحا یا از نظر مذهبی) احیا کردن یا شدن · (زیست شناسی) دوباره روییدن · (شیمی) بازایی کردن · (فیزیک - باطری یا کاتالیست) باز نیرو کردن · (مکانیک - حرارت یا انرژی یافشار و غیره) دوباره به کار گرفتن · احیا کردن · از نو جان یافتن · از نو رشد کردن · باز آفرینی کردن · باز زادن · باز زاده · باز زاده شدن یا کردن · بازروییدن · باززاییدن · بازسازی کردن · به آوا کردن · بهسازی کردن · تازه کردن یا شدن · تجدید حیات کردن · تجدید شده · ترمیم کردن · جان یافته · دوباره درآمدن · رسته · رستگار · مجدد · نجات یافته · نو نیرو کردن · نوجان · نوجان شدن یا کردن · نوزادان · هرز بازآوری کردن
-
(الکترونیک) بسامد افزونی کردن · (به ویژه پس از نزول یا گمراهی یا پستی) بازگردانده · (روحا یا از نظر مذهبی) احیا شده · (روحا یا از نظر مذهبی) احیا کردن یا شدن · (زیست شناسی) دوباره روییدن · (شیمی) بازایی کردن · (فیزیک - باطری یا کاتالیست) باز نیرو کردن · (مکانیک - حرارت یا انرژی یافشار و غیره) دوباره به کار گرفتن · احیا کردن · از نو جان یافتن · از نو رشد کردن · باز آفرینی کردن · باز زادن · باز زاده · باز زاده شدن یا کردن · بازروییدن · باززاییدن · بازسازی کردن · به آوا کردن · بهسازی کردن · تازه کردن یا شدن · تجدید حیات کردن · تجدید شده · ترمیم کردن · جان یافته · دوباره درآمدن · رسته · رستگار · مجدد · نجات یافته · نو نیرو کردن · نوجان · نوجان شدن یا کردن · نوزادان · هرز بازآوری کردن