ترجمه "regional" به فارسی
محلی, استانی, ولایتی بهترین ترجمه های "regional" به فارسی هستند.
regional
adjective
noun
دستور زبان
Of, or pertaining to, a specific region or district [..]
-
محلی
adjectiveand we really start to feed kids regional food.
و واقعا تغذیه با غذاهای محلی را شروع کردیم.
-
استانی
-
ولایتی
-
ترجمه های کمتر
- شهرستانی
- جایگاهی
- ایالتی
- اقلیمی (در برابر: محلی local)
- منطقه ای
- ناحیه ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " regional " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Regional
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Regional" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Regional در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "regional" با ترجمه به فارسی
-
منطقه كمري · پشت · کمر
-
جایگاه تولید · مناطق توليد · مناطق تولید
-
مرکز تعلیمی نظامی ساحوی
-
موی زهار
-
فلاندرز
-
(بخشی از یون کره که در ارتفاع بین 04 · 09 کیلومتری زمین قرار دارد و لایه ی E را حاوی می باشد) ناحیه ی E
-
منطقه تاریخی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن