ترجمه "registering" به فارسی
به ثبت رساندن, ثبت نام کردن, نام نویسی کردن بهترین ترجمه های "registering" به فارسی هستند.
registering
verb
Present participle of register. [..]
-
به ثبت رساندن
-
ثبت نام کردن
Margaret was never even registered at the university.
مارگارت اصلا تو اون دانشگاه ثبت نام نکرده
-
نام نویسی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " registering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "registering" با ترجمه به فارسی
-
تعيين خاستگاه ثبتشده · تعيين خاستگاه حفاظتشده · تعيين خاستگاه كنترلشده · تعیین خاستگاه · نامگذاري خاستگاه · نامگذاري خاستگاه كنترلشده · نشان گواهيشده خاستگاه
-
بیکاری رسمی؛ بیکار ثبت شده
-
(در صدا و آواز) صدای زیر · دامنه ی صداهای زیر
-
دفاتر ثبت املاک
-
(آمریکا) پرستار دیپلمه (دارای پروانه ی رسمی)
-
دفتر ثبت دارایی
-
رکیدم یارب یسیون مسا تسیل
-
رجوع شود به ton
اضافه کردن مثال
اضافه کردن