ترجمه "regressive" به فارسی

پسرفتی, بازگشتی, (مالیات) کاهشی بهترین ترجمه های "regressive" به فارسی هستند.

regressive adjective دستور زبان

That tends to return, revert or regress. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پسرفتی

  • بازگشتی

  • (مالیات) کاهشی

  • ترجمه های کمتر

    • (پزشکی) بهبود گرای
    • وابسته به رجعت یا عود
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " regressive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "regressive" با ترجمه به فارسی

  • رگرسیون خطی
  • برگشت غائی
  • رگرسیون لجستیک
  • حق العمل وابسته · حقلاعمل وابسته
  • آمار به عنوان علم · بهترين پيشبينيكننده خطي نااريب · تجزيه و تحليل آماري · تجزيه و تحليل رگرسيون چندگانه · تحليل احتمال · تحليل برگشت · تحليل عامل · تحليل عاملی · تحليل مبين · تحليل متناظر · تحليل مسير · تحليل مقطع عرضي · تحليل مولفه · تحليل واريانس · تحليل چند متغيري · تحليل کوواريانس · تغيير آماري · توزيع فراواني · روش مبين · روش مونت کارلو · روشهای آماری · عدم قطعيت آماري · فرآيندهاي تصادفي · نظريه بازي · نظريه بيزي · پراكنش آماري · چندهمخطي
  • آمار به عنوان علم · بهترين پيشبينيكننده خطي نااريب · تجزيه و تحليل آماري · تجزيه و تحليل رگرسيون چندگانه · تحليل احتمال · تحليل برگشت · تحليل عامل · تحليل عاملی · تحليل مبين · تحليل متناظر · تحليل مسير · تحليل مقطع عرضي · تحليل مولفه · تحليل واريانس · تحليل چند متغيري · تحليل کوواريانس · تحلیل رگرسیون · تغيير آماري · توزيع فراواني · روش مبين · روش مونت کارلو · روشهای آماری · عدم قطعيت آماري · فرآيندهاي تصادفي · نظريه بازي · نظريه بيزي · پراكنش آماري · چندهمخطي
  • تعیین خط روند
  • رگرسیون غیر خطی
اضافه کردن

ترجمه های "regressive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه