ترجمه "regulus" به فارسی
رگول, فلزناخالص, (ستاره ی) شیردل بهترین ترجمه های "regulus" به فارسی هستند.
regulus
noun
دستور زبان
an impure metal formed beneath slag during the smelting of ores. [..]
-
رگول
-
فلزناخالص
-
(ستاره ی) شیردل
-
ترجمه های کمتر
- (شیمی - فلزکاری - R کوچک) آنتیموان فلزی (نام کامل : regulus of antimony )
- (فلز) تفاله
- (نجوم) قلب الاسد
- ترده ی فلز
- فلز غشدار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " regulus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Regulus
proper
noun
(astronomy): A star in the constellation Leo; alpha (α) Leonis. [..]
-
قلبالاسد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن