ترجمه "reinforce" به فارسی
تقویت کردن, (با شمع زدن یا افزودن پایه یا وصله وغیره) مستحکم کردن, (برشمار یا مقدار) افزودن بهترین ترجمه های "reinforce" به فارسی هستند.
reinforce
verb
دستور زبان
(transitive) To strengthen, especially by addition or augmentation. [..]
-
تقویت کردن
verbto strengthen by addition
they also reinforced the collaborative behaviors that would be required
الگوی رفتاری کارهای مشترک مورد نیاز را تقویت کردند
-
(با شمع زدن یا افزودن پایه یا وصله وغیره) مستحکم کردن
-
(برشمار یا مقدار) افزودن
-
ترجمه های کمتر
- (به طور مثبت) تقویت کردن
- (نیروی نظامی ) تقویت کردن
- استحکام بخشیدن
- توان دادن
- قوی تر کردن
- متقاعد کننده تر کردن
- مجاب کننده تر کردن
- محکم تر کردن 5 - ( روان شناسی ) پسداد کردن
- محکم کردن
- مدد کردن
- نونیرو کردن
- نیرو بخشیدن به
- نیرومندتر کردن
- نیروی امدادی فرستادن
- پابرجا کردن
- پسخورد کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reinforce " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reinforce" با ترجمه به فارسی
-
(جمع) نیروهای امدادی · (روان شناسی) پسداد · امداد · تقويت · تقویت · تقویت کننده · توان دهی · سیخ گول (برای کانکریت) · قشون (یا کشتی ها یا هواپیماها و غیره) تقویتی · قوای کمکی · نیرورسانی · پسخورد
-
بتن الیافی
-
تئوری تقویت · نظریه تقویت
-
میلگرد
-
درمانگران رفتاری تنها کسانی نیستند که به تقویت مثبت اعتقاد دارند و حتی یکبار نصیحت/توصیه دادن به درخواست بیشتر آن میانجامد.
-
تبلیغات تاییدی
-
تقویت کننده
-
بتن آرمه · بتن مسلح · بتون آرمه · بتون مسلح · کانکریت سیخدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن