ترجمه "relieve" به فارسی

آرام کردن, دستگیری کردن, شاشیدن بهترین ترجمه های "relieve" به فارسی هستند.

relieve verb دستور زبان

To ease (a person, person's thoughts etc.) from mental distress; to stop (someone) feeling anxious or worried, to alleviate the distress of. [from 14th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرام کردن

    verb

    It might be that her tears relieved her

    شاید این اشکها او را آرام کردند،

  • دستگیری کردن

    verb
  • شاشیدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • ریدن
    • رهانیدن
    • مرخص شدن، معاف شدن
    • خواباندن
    • (با: self-) ادرار کردن
    • (در مقایسه) چشمگیر بودن
    • (درد و دلواپسی و فشار وغیره) کاستن
    • (شهر محاصره شده و غیره) به کمک شتافتن
    • آزاد کردن
    • اصلاح کردن
    • امداد کردن
    • برجسته نشان دادن
    • تخفیف دادن
    • تسکین دادن
    • تنوع ایجاد کردن
    • جای (پاسدار یا بازیکن خسته و غیره را) گرفتن
    • خلاص شدن
    • درمان کردن
    • رستاندن 9 - (بیس بال) جای پیچر (pitcher) اصلی بازی کردن
    • رفع محاصره کردن
    • سبک کردن
    • فرو نشاندن
    • محاصره شکنی کردن
    • مرخص کردن
    • معاف کردن
    • پایمردی کردن
    • کم اثر کردن 5 - نوبت عوض کردن
    • کم نما کردن
    • کمک کردن
    • یاری دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " relieve " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Relieve
+ اضافه کردن

"Relieve" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Relieve در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "relieve" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "relieve" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه