ترجمه "reluctance" به فارسی

اکراه, بیزاری, بی میلی بهترین ترجمه های "reluctance" به فارسی هستند.

reluctance noun دستور زبان

Unwillingness to do something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اکراه

    noun

    To tell the truth, he was very reluctant to start, now that it had come to the point.

    راستش را بخواهید اکنون که به پای عمل رسیده بود، از شروع کردن اکراه داشت.

  • بیزاری

    noun

    we can shift society's reluctance to embrace diversity

    می توانیم این بیزاری جامعه را به پذیرش کثرت تغییر دهیم

  • بی میلی

    noun

    The reluctance to go home was not confined to wayward men.

    بی میلی برای خانه رفتن فقط محدود به مردان هوس باز نمیشد.

  • ترجمه های کمتر

    • ناخواهی
    • ناخوشداشت
    • (برق) مقاومت مغناطیسی
    • (قدیمی) مخالفت (reluctancy می گویند)
    • ایستایی هم آهن ربایی
    • دل نخواهی
    • روی گردانی
    • عدم تمایل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reluctance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Reluctance
+ اضافه کردن

"Reluctance" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Reluctance در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "reluctance" با ترجمه به فارسی

  • (بر کسی) شوریدن · (نادر) · بی میلی نشان دادن · طغیان کردن · مبازره کردن · مخالفت کردن
  • موتور رلوکتانسی
  • اکراه · بی میلی · بیزاری · مخالف · مقاومت مغناطیسی
  • (فیزیک) قابلیت مقاومت مغناطیسی · توانایی استایی آهن ربایی
  • بی میلی کردن · مخالف کردن · مقابله کردن
  • (نادر) مخالف · از روی بی میلی · با بیزاری · با ناخواستگی · بى ميل · بی میل · بیزار · بیمیل · روی گردان · مبارز · مردد · مقاوم · ناخواستار · ناخواه · ناخواهانه
  • کج دار و مریز
  • (نادر) مخالف · از روی بی میلی · با بیزاری · با ناخواستگی · بى ميل · بی میل · بیزار · بیمیل · روی گردان · مبارز · مردد · مقاوم · ناخواستار · ناخواه · ناخواهانه
اضافه کردن

ترجمه های "reluctance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه