ترجمه "remnant" به فارسی
بقیه, باقیمانده, بازماندگان بهترین ترجمه های "remnant" به فارسی هستند.
The small portion remaining of a larger thing or group. [..]
-
بقیه
nounthe remnant had fled westward towards the mountains, and were being pursued.
بقیه به سوی غرب گریخته و به طرف کوهها رفته بودند و تعقیب میشدند.
-
باقیمانده
From the murmuring remnants of the night, wake up the stray dogs wet.
از نجواهای باقیمانده شب ، سگهای ولگرد بیدار می شوند
-
بازماندگان
with other remnant groups outside the National Park.
با دیگر بازماندگان گروهشان در بیرون از پارک ملی کنش و واکنش داشته باشند.
-
ترجمه های کمتر
- بقایا
- تتمه
- اثار
- (روبان و پارچه و غیره) ته توپ
- (معمولا جمع) باقیماندگان
- (معمولا جمع) پس مانده
- اثر کم
- باقی مانده
- ته تاقه
- ته مانده
- مانده
- نشانه (ی کوچک)
- پس مانده
- پس مانده غذا
- چیز باقیمانده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " remnant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Remnant" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Remnant در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "remnant" با ترجمه به فارسی
-
بقایا
-
باقیمانده ابرنواختر