ترجمه "remote control" به فارسی

کنترل از دور, (مهار کردن موشک یا هواپیما و تلویزیون و غیره از راه دور با امواج رادیویی) دور لگام, دستگاههای کنترل از راه دور بهترین ترجمه های "remote control" به فارسی هستند.

remote control noun دستور زبان

A device used to operate an appliance (such as a television) or mechanical toy from a short distance away. Sometimes shortened to "remote" [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کنترل از دور

    noun

    So that told me right away: I need a remote control device.

    و فهمیدم که احتیاج به یک دستگاه کنترل از دور دارم.

  • (مهار کردن موشک یا هواپیما و تلویزیون و غیره از راه دور با امواج رادیویی) دور لگام

  • دستگاههای کنترل از راه دور

  • ترجمه های کمتر

    • دور فرمان
    • دور واپاد
    • كنترل از دور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " remote control " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Remote Control

Remote Control (film)

+ اضافه کردن

"Remote Control" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Remote Control در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "remote control"

عباراتی شبیه به "remote control" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "remote control" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه