ترجمه "renal" به فارسی
کلیه, کلیوی, گرده ای بهترین ترجمه های "renal" به فارسی هستند.
renal
adjective
دستور زبان
Pertaining to the kidneys. [..]
-
کلیه
pronoun noun -
کلیوی
in how to classify renal tubular acidosis.
در چگونگی دسته بندی اسیدوز لوله کلیوی را میدانستم
-
گرده ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " renal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Renal
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Renal" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Renal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "renal" با ترجمه به فارسی
-
درونبخش کلیه
-
راک زا ار هیلک شاوی شاوی هک هیلک ضرم( زیزید لانیر دنإ)دزادنا یم ندرک
-
كاركرد كليوي · لگن خاصره · لگنچه · لگنچه كليوي · کلیهها · گلومرولها
-
كاركرد كليوي · لگنچه كليوي · کلیهها · گلومرولها
-
یا هیلک نمزم ضرم
-
گرفتگی سیاهرگ کلیوی
-
هیلک ندزدنويپ
-
برونبخش کلیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن