ترجمه "rendering" به فارسی
ترجمه, عملآوری ضایعات کشتارگاهی, ارائه بهترین ترجمه های "rendering" به فارسی هستند.
rendering
noun
verb
دستور زبان
version; translation. [..]
-
ترجمه
nounThe result of converting words and texts from one language to another.
The word for “desert plain” is sometimes rendered “evening,” a very similar word in Hebrew.
این کلمه در برخی موارد «عصر» ترجمه شده است که در زبان عبری درست به همین شکل است.
-
عملآوری ضایعات کشتارگاهی
-
ارائه
nounThen produce these miraculous renderings and let us evaluate them.
پس اين تعابير معجزه آسا رو ارائه کن و بذار ما اونا رو ارزيابي کنيم
-
ترجمه های کمتر
- دادن
- اجرا
- گُزارِش، تفسیر، تعبیر
- رندرینگ
- تفسیر
- کروکی
- (معماری) نقشه
- پرداخت تصویر
- گچکاری روی آجر (rendering coat هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rendering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "rendering"
عباراتی شبیه به "rendering" با ترجمه به فارسی
-
انجام خدمت سربازی
-
(از راه ذوب کردن) به دست آوردن · (بنایی - آجر یا سنگ را) با گچ پوشاندن · (به ویژه در دادگاه) حکم کردن · (به ویژه دوران فئودالیته) پرداخت · (حکم) صادر کردن 1 · (سزا یا حق یا بدهی) پرداختن · (عکس) کشیدن · (معمولا با : into) ترجمه کردن · (نقاشی) پرداخت کردن · (نمایش یا موسیقی یا قرائت شعر و غیره) انجام دادن · - کردن · آب کردن · اجرا کردن · ارائه دادن · اندودن 2 · ایفا کردن · بازتوليد كردن · بازپرداختن · بازپس دادن · بازگرداندن · برگرداندن · تامين كردن · تحویل دادن · تسلیم کردن · تصویر کردن · تلافی کردن · تهیه کردن · جواب دادن · خدمت (به ارباب در برابر زمین و بذر) 3 · دادن · داوری کردن · دوغاب زدن · رسم کردن · ساختن · شرح دادن · صاف کردن 0 · صرف نظر کردن · عرضه کردن · عمل به مثل کردن · كردن · مجسم کردن · نقش كردن · نقش کردن · واگذار کردن · پس دادن · پس فرستادن · گچکاری کردن
-
عوض کردن، منتقل کردن
-
با هر دو مورد مایا و بلندر میتوان کار رندرینگ را انجام داد و در هر دوی آنها میتوان انیمیشن های مشابهی خلق کرد و هر دو ویژگی ها و 'از ست' خودشان را دارند · در هر دو مورد مایا و بلندر میتوان کار رندرینگ را انجام داد و در هر دوی آنها میتوان انیمیشن های مشابهی خلق کرد و هر دو ویژگی ها و 'از ست' خودشان را دارند
-
تعبیر بخش سرویس گیرنده
-
کرنش گر، نجلیل گر
-
قابل ارائه
-
ارائه دهنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن