ترجمه "renewed" به فارسی

تازه, تجدیدشده, مجدد بهترین ترجمه های "renewed" به فارسی هستند.

renewed adjective verb

Simple past tense and past participle of renew. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تازه

    adjective

    Yearly reminders of the lost loved one may renew the pangs.

    تجدید خاطرات عزیز ازدسترفته در سالگرد روزهای بخصوص، ممکن است دردها را تازه کند.

  • تجدیدشده

    And so she received him with renewed affection in the disarray of her solitude.

    در نتیجه در به هم ریختگی تنهایی خود او را با علاقهای تجدیدشده، پذیرفت.

  • مجدد

    adjective

    I trust, and I almost believe, that the circumstances likely to renew it are exhausted.

    به اعتقاد من، شرایط لازم برای به وجود آمدن مجدد آن وضع به کلی از میان رفته است.

  • نوشده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " renewed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Renewed
+ اضافه کردن

"Renewed" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Renewed در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "renewed" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "renewed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه