ترجمه "repel" به فارسی
تاراندن, رماندن, نیامیختن بهترین ترجمه های "repel" به فارسی هستند.
repel
verb
دستور زبان
(now rare) To turn (someone) away from a privilege, right, job, etc. [from 15th c.] [..]
-
تاراندن
-
رماندن
-
نیامیختن
-
ترجمه های کمتر
- وازدن
- نپذیرفتن
- (با شدت) رد کردن
- آمیخته نشدن
- اظهار تنفر کردن
- بیزار کردن
- دفع کردن
- دور کردن
- راه ندادن
- زده کردن
- سرکوب کردن
- فرار دادن
- متفرق کردن
- متنفر کردن
- مشمئز کردن
- مقاوم بودن
- منزجر کردن
- پاد بودن
- پاسخ منفی دادن
- پس راندن
- پس زدن
- پسکوب کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " repel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Repel
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Repel" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Repel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "repel" با ترجمه به فارسی
-
دوركنندههاي آفت · دورکنندهها
-
بیزاری · تنفر · دفع · رد · وازنش
-
بیزاری · تنفر · دفع · رد · وازنش
-
(از پاد آب ضعیف تر) آب پس زن · دافع آب
-
دافع · زننده
-
دوركنندههاي آفت · دورکنندهها
-
بیزار کننده · دافع · زننده · ضد · مشمئز کننده · مقاوم · منزجر کننده · ناخوشایند · پاد · پادگر · پس زننده · پسران · پسکوب (repellant هم می نویسند)
-
بیزار کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن