ترجمه "replete" به فارسی

پر, مملو, لبالب بهترین ترجمه های "replete" به فارسی هستند.

replete adjective verb noun دستور زبان

Abounding. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پر

    adjective

    Any living organism breathed this replete powder of parasites.

    تمام زندگي اينا پس از نفس کشيدن در اينجا به وجود مياد مثل انگل پر شده از خاک

  • مملو

    adjective
  • لبالب

  • ترجمه های کمتر

    • آکنده
    • اشباع شدن
    • اقناع شدن
    • رجوع شود به honey pot
    • سیر سیر
    • شکم پر
    • چاق و چله
    • کاملا سیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " replete " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Replete
+ اضافه کردن

"Replete" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Replete در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "replete" با ترجمه به فارسی

  • آکندگی · اشباع · اشباع (از خوراک و نوشیدنی) · اقناع · بی نیازی · تکمیل بودن · سورچرانی · سیری · پر خون · پرخوری · پری
اضافه کردن

ترجمه های "replete" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه