ترجمه "reportage" به فارسی

گزارش, رپورتاژ, آگهدادگری بهترین ترجمه های "reportage" به فارسی هستند.

reportage noun دستور زبان

the reporting of news, especially by an eyewitness [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گزارش

    noun

    Every piece of reportage our Mr. Ackerman's produced within two years, say.

    تمام گزارش هايي که آقاي آکرمن توليد کرده در 2 سال اخير رو بيار

  • رپورتاژ

    reporting of news, especially by an eyewitness

  • آگهدادگری

  • ترجمه های کمتر

    • گزارشگری
    • (روزنامه نگاری) گزارش ویژه
    • گزارش اخبار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reportage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "reportage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه