ترجمه "reproach" به فارسی
سرزنش, نکوهش, ملامت بهترین ترجمه های "reproach" به فارسی هستند.
reproach
verb
noun
دستور زبان
A mild rebuke, or an implied criticism. [..]
-
سرزنش
nounmild rebuke, or an implied criticism
Why, you used to reproach me with breadth!
تازه شما مرا برای همین وسعت مشرب سرزنش میکردید.
-
نکوهش
nounArcadio reproached him in public for his weakness of character.
در ملأ عام از او بدگویی مینمود و ضعف شخصیت او را مورد نکوهش قرار میداد.
-
ملامت
The man folded his arms and stared at the grating with an air of reproach.
مرد بازوهایش را بر سینه درهم گذاشت و پنجره آهنین را با نگاهی ملامت بار نگریستن گرفت.
-
ترجمه های کمتر
- سرزنش کردن
- ننگ
- توبیخ
- گله
- شرمندگی
- بیغار
- تواژ
- نکوهیدن
- عیبجویی
- (مهجور) مورد سرزنش یا انتقاد
- (نادر) بی آبرو کردن
- آبروریزی کردن
- عیب جویی کردن
- مایه ی ننگ
- ملامت کردن
- موجب شرمندگی بودن یا شدن
- گله کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reproach " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reproach" با ترجمه به فارسی
-
عیب جویانه · ملامت آمیز · نکوهش آمیز · گله آمیز · گله مند
-
ملامت کننده
-
احساس گناه · افسوس · سرزنش خود · غم · ندامت
-
قابل توبیخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن