ترجمه "rescue" به فارسی

نجات دادن, نجات, رهایی بهترین ترجمه های "rescue" به فارسی هستند.

rescue verb noun دستور زبان

(figuratively) To remove or withdraw from a state of exposure to evil and sin. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نجات دادن

    verb

    to save from any danger or violence

    So rescuing that girl is the least that you can do.

    پس نجات دادن اون دختر کمترين کاريه که از دست شما برمياد.

  • نجات

    noun

    The rescue would take time and extreme caution.

    نجات زمانبر بود و باید احتیاط زیادی می شد.

  • رهایی

    noun

    Please forgive my iniquities against Your name and rescue me from the evil one.

    لطفا گناهان مرا بر علیه نامت ببخش و مرا از شریر رهایی بده.

  • ترجمه های کمتر

    • رهانیدن
    • خلاصی
    • رها
    • بوختن
    • رهایش
    • (حقوق - شخص یا مال حبس شده را) به زور آزاد کردن
    • تمرد (نسبت به قانون)
    • تمرد کردن
    • عملیات نجات
    • نجات بخشی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rescue " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rescue proper

A city in California (zip code 95672) [..]

+ اضافه کردن

"Rescue" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rescue در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "rescue"

عباراتی شبیه به "rescue" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rescue" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه