ترجمه "resemblance" به فارسی
تشابه, شباهت, همدیسی بهترین ترجمه های "resemblance" به فارسی هستند.
resemblance
noun
دستور زبان
The quality or state of resembling; likeness; similitude; similarity. [..]
-
تشابه
nounCompleting his resemblance to a man who was sitting for his portrait
در تکمیل تشابه خود به شخصی که نشسته است تا تصویرش را بکشند،
-
شباهت
nounThis sudden and sometimes severely accentuated gravity resembled the disdain of a goddess.
این وقار ناگهانی که گاه بس تند و جدی مشهود میافتد شباهت به مناعت یک الهه داشت.
-
همدیسی
-
ترجمه های کمتر
- همسانی
- همانندی
- مانندگی
- امکان
- (مهجور) احتمال
- (مهجور) ویژگی های ظاهری
- میزان همسانی یا همدیسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " resemblance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Resemblance
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Resemblance" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Resemblance در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "resemblance"
عباراتی شبیه به "resemblance" با ترجمه به فارسی
-
شباهت داشتن، مانند بودن
-
(قدیمی) تشبیه کردن · تشبیه کردن · شباهت داشتن · مانستن · مقایسه کردن · همانند بودن (با) · همدیس بودن
-
مانند
-
شباهت داشتن
-
نه چندان بی شباهت به چیزی یا کسی
-
(قدیمی) تشبیه کردن · تشبیه کردن · شباهت داشتن · مانستن · مقایسه کردن · همانند بودن (با) · همدیس بودن
-
(قدیمی) تشبیه کردن · تشبیه کردن · شباهت داشتن · مانستن · مقایسه کردن · همانند بودن (با) · همدیس بودن
-
(قدیمی) تشبیه کردن · تشبیه کردن · شباهت داشتن · مانستن · مقایسه کردن · همانند بودن (با) · همدیس بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن