ترجمه "resistant" به فارسی

مقاوم, مقاومتی, سرکش بهترین ترجمه های "resistant" به فارسی هستند.

resistant adjective noun دستور زبان

A person who resists; especially a member of a resistance movement. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقاوم

    adjective

    That proves that it isn't a resistant strain.

    که ثابت ميكنه اين يه نژاد مقاوم نيست.

  • مقاومتی

    adjective

    Le Cabuc attempted to resist, but he seemed to have been seized by a superhuman hand.

    لوکابوک کوشید تا مقاومتی کند اما مثل این بود که یک پنجه فوق بشری نگاهش داشته بود.

  • سرکش

    adjective

    Each of them felt proudly resistant, and neither looked at the other, while they awaited Sir James's entrance.

    هر دو سرکش و مغرور، بی آن که به یکدیگر بنگرند، در انتظار ورود سر جیمز ماندند.

  • ترجمه های کمتر

    • پایا
    • ایستا
    • پایدار
    • تاب آور
    • نا فرمان
    • گردن کش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " resistant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Resistant
+ اضافه کردن

"Resistant" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Resistant در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "resistant" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "resistant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه