ترجمه "resourceful" به فارسی
مبتکر, کاردان, خوش فکر بهترین ترجمه های "resourceful" به فارسی هستند.
Capable or clever; able to put available resources to efficient or ingenious use; using materials at hand wisely or efficiently. [..]
-
مبتکر
Looks like Homer Simpson, only more dynamic and resourceful.
به نظر میرسه هومر سیمپسون باشه ، تازگی ها مبتکر و پویا شده.
-
کاردان
adjectiveKatarina Rostova was the cleverest, most resourceful woman I have ever known.
" کاتارینا روستوا " باهوش ترین... و کاردان ترین زنی بود که می شناختم.
-
خوش فکر
They were following the resourceful Harold Lauder and his party to Nebraska.
آنها هارولد لا در خوش فکر را به مقصد نبراسکا دنبال میکردند
-
ترجمه های کمتر
- خوش قریحه
- چاره جو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " resourceful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Resourceful" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Resourceful در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "resourceful" با ترجمه به فارسی
-
تخصیص منابع
-
منابع انسانی
-
منابع قابل مصرف
-
نظارت بر منابع
-
ذخیره ارزی، منابع ارزی