ترجمه "respond" به فارسی
پاسخ دادن, پاسخ, جواب دادن بهترین ترجمه های "respond" به فارسی هستند.
(transitive or intransitive) To say something in return; to answer; to reply. [..]
-
پاسخ دادن
verbTo communicate a message of any form in reaction to something that has been asked or expressed, to the being who expressed it; to react verbally.
Iranians started to respond with their own posters.
ایرانیها شروع به پاسخ دادن به پوسترخودشان کردند.
-
پاسخ
nounScientific evidence shows parents respond to the brain bias of their children.
دلایل علمی نشان میدهند که والدین به نیاز مغزی فرزندانشـان پاسخ میدهند.
-
جواب دادن
verbTo communicate a message of any form in reaction to something that has been asked or expressed, to the being who expressed it; to react verbally.
Do not respond in case any of them have been compromised by the Espheni.
نه جواب دادن محض اطمینان که توسط اشفنی ها شنود نشه
-
ترجمه های کمتر
- جواب
- پتوازیدن
- (حقوق) مسئول بودن
- (قدیمی - مذهبی) رجوع شود به response
- (نادر) پاسخ
- اجابت کردن
- جوابگو بودن
- ستون زیر قوس یا طاق ضربی
- عکس العمل نشان دادن
- واکنش مثبت نشان دادن
- واکنش کردن یا نشان دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " respond " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Respond" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Respond در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "respond"
عباراتی شبیه به "respond" با ترجمه به فارسی
-
(حقوق) خوانده · جواب دهنده · مدعی علیه · پاسخ دهنده · پاسخگو
-
تطابق
-
تطابق
-
(شخص یا چیز) واکنشگر · رجوع شود به transponder · پاسخگر · پاسخگو
-
امدادگر
-
شریک جرم