ترجمه "restriction" به فارسی
محدودیت, محدوديت, قید بهترین ترجمه های "restriction" به فارسی هستند.
restriction
noun
دستور زبان
The act of restricting, or the state of being restricted. [..]
-
محدودیت
nounAre you restricted by, say, racism, from feeling fully at home where you live?
آیا در جایی که زندگی میکنید از چیزی احساس محدودیت می کنید، مثلا نژاد پرستی؟
-
محدوديت
All this restriction is like its own compulsion.
. اين محدوديت خودش باعث ايجاد وسوسه ميشه
-
قید
noun
-
ترجمه های کمتر
- بند
- منع
- مانع
- تنگناسازی
- مرزش
- واپاد
- حصر
- پابند
- تنگنا
- اشکال تراشی
- تنگ مرزی
- دست و پاگیری
- محدود سازی
- مهار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " restriction " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Restriction
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Restriction" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Restriction در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "restriction"
عباراتی شبیه به "restriction" با ترجمه به فارسی
-
رژيمهاي غذايي كالريمحدود · رژيمهاي كمكالري · رژیمهای انرژیمحدود
-
رژيمهاي كمپروتئين · رژیمهای پروتئینمحدود
-
(آمریکا - حقوق) توافق به نفروختن ملک به اشخاص ویژه (مثلا یهودیان یا سیاهپوستان)
-
چراي فرعي · چراي محدود · چرای تحت کنترل
-
آنزیمهای محدودگر
-
رژيمهاي غذايي كالريمحدود · رژيمهاي كمكالري · رژیمهای انرژیمحدود
-
رژيمهاي كمچربي · رژیمهای چربیمحدود
-
اندونوکلئازهای محدودکننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن