ترجمه "retarder" به فارسی
رجوع شود به retardant ترجمه "retarder" به فارسی است.
retarder
noun
دستور زبان
Something which retards or slows. [..]
-
رجوع شود به retardant
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " retarder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "retarder" با ترجمه به فارسی
-
(فکری)عقب افتادگی · آهسته سازی · تاخیر · تاخیر اندازی · درنگ افکنی · شتاب کاهی · عقب اندازی · میزان کندی یا کاهش سرعت · واماندگی · کاستن سرعت · کاهش سرعت · کند هوشی · کندسازی · کندی
-
تاخیرانداز · تاخیری · درنگ کننده · درنگی · کند ساز
-
(فکری) عقب افتاده · )یندب دشر و شوه ظاحل زا( هداتفا بقع · ابله · احمق · عقب افتاده · پس هوش · کندهوش
-
تأخیردهندههای رشد · تاخيردهندههاي رشد گياه
-
عقب افتادگی فکری · پس ماندگی ذهنی · کند ذهنی · یركف دشر مدع
-
عقب ماندگی تحصیلی
-
(خودمانی) آدم عقب افتاده · (رشد و پیشرفت و غیره) به تاخیر افتادن یا انداختن · ابله · تاخیر · دچار عقب افتادگی ذهنی کردن · دیر کار · عقب افتادگی · عقب انداختن یا افتادن · معوق کردن · کم هوش کردن · کند ساختن · کند شدگی · کند کردن یا شدن · کندذهن · کندذهن کردن
-
ضد آتش · نسوز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن