ترجمه "retouch" به فارسی
دستکاری کردن, رتوش, ویراستن بهترین ترجمه های "retouch" به فارسی هستند.
retouch
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To improve something (especially a photograph), by adding or correcting details, or by removing flaws. [..]
-
دستکاری کردن
verb -
رتوش
-
ویراستن
verb
-
ترجمه های کمتر
- ویرایشگری
- ویراستاری
- (عکاسی و نقاشی و غیره) رتوش کردن
- (عکس) رتوش شده
- (متن) ویرایش
- (نوشته و غیره) حک و اصلاح کردن
- حک و اصلاح
- دستکارى کردن
- ویرایش شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " retouch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن