ترجمه "retroactive" به فارسی
واکنشی, عطف شونده به ماسبق, هتشذگ هب فوطعم بهترین ترجمه های "retroactive" به فارسی هستند.
retroactive
adjective
دستور زبان
Extending in scope, effect, application or influence to a prior time or to prior conditions [..]
-
واکنشی
-
عطف شونده به ماسبق
-
هتشذگ هب فوطعم
-
ترجمه های کمتر
- پس کنشی
- پس گستر
- گذشته گیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " retroactive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Retroactive
-
قابل عطف بماسبق
عباراتی شبیه به "retroactive" با ترجمه به فارسی
-
عطف به ماسبق کردن · عکس العمل نشان دادن · واکنش کردن · پس کنش کردن · پس گستر بودن · گذشته گیر بودن
-
عطف به ماسبق · عکس العمل (برابر: reaction) · واکنش · پس کنش · گذشته گیری
-
اختيار عطف به ما سبق شونده
-
عطف بماسبق · یا هتشذگ هب فوطعم
-
چنانکه شامل گذشته شود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن