ترجمه "retrogradation" به فارسی

انحطاط, تنزل, قهقرایی بهترین ترجمه های "retrogradation" به فارسی هستند.

retrogradation noun دستور زبان

Motion in a retrograde manner [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انحطاط

  • تنزل

    He had retrograded to a shamefaced contentment.

    به رضایت نفس شرم آوری تنزل کرده بود.

  • قهقرایی

  • ترجمه های کمتر

    • برگشت
    • حرکت
    • پس روی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " retrogradation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "retrogradation" با ترجمه به فارسی

  • (به ویژه موسیقی) مکرر و معکوس · (مهجور) مخالف · (نجوم) دارای حرکت معکوس (مثلا نسبت به جهت حرکت زمین به دور خورشید) · ارتجاعی · بد شدن · به قهقرا رفتن · تنزل کردن · درحال عقب نشینی · ضد · عقب افتاده · عقب رونده · عقب زدن · قهقرایی · معکوس (مثل از پایین به بالا یا از عقب به جلو) · وارون · وارونه · وارونگرد · وارونگردبودن · پس پسکی رفتن · پسرفت کردن · پسرو · پسروی کردن · پسگرای · پسگرد · پسگرد کردن
  • (پزشکی) یاد زدودگی پس گستر · یادزدودگی پسگستر
اضافه کردن

ترجمه های "retrogradation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه