ترجمه "retrospective" به فارسی

بازنگرانه, پسنگر, پسنگری بهترین ترجمه های "retrospective" به فارسی هستند.

retrospective adjective noun دستور زبان

an exhibition of works from an extended period of an artist's activity [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازنگرانه

  • پسنگر

  • پسنگری

  • ترجمه های کمتر

    • مروری
    • بازنگری (به ویژه پس نمایی و مرور بر آثار و زندگی یک هنرمند)
    • نگاه در جهت معکوس
    • وارون سوی
    • وارون نگرانه
    • وارون نگری
    • پس اندیش
    • پس اندیشانه
    • پس نمایی
    • پس نگرانه
    • گذشته اندیش
    • گذشته اندیشانه
    • گذشته نگر
    • گذشته نگرانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " retrospective " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "retrospective" با ترجمه به فارسی

  • با نگاه بگذشته · چنانکه شامل گذشته شودیاعطف بماسبق کند
  • (نادر) پس نگری کردن · اندیشه ی گذشته · بازنگری · بازنگری کردن · به گذشته نگاه کردن یا اندیشیدن · نگاه به گذشته · پس اندیشی · پس نگری · پس نگریستن · گذشته اندیشی
  • اشاره به گذشته · بررسی گذشته · پس اندیشی · پس نگری · گذشته اندیشی · گذشته سنجی · گذشته نگری
اضافه کردن

ترجمه های "retrospective" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه