ترجمه "reveal" به فارسی
مکشوف ساختن, آشکار کردن, بروز دادن بهترین ترجمه های "reveal" به فارسی هستند.
reveal
verb
noun
دستور زبان
The outer side of a window or door frame; the jamb. [..]
-
مکشوف ساختن
to uncover
-
آشکار کردن
VerbStill, this thing refused to reveal itself to me.
امّا هنوز اين چيز خودشو کامل واسه من آشکار نکرده.
-
بروز دادن
verb
-
ترجمه های کمتر
- فاش کردن
- نشان دادن
- لودادن
- افشا
- نمودن؛ نشان دادن، نمایش دادن
- پیدا، هویدا، روشن
- نمایاندن
- (الهیات) الهام الهی دریافت کردن
- (معماری)
- آفتابی کردن
- اشکار کردن
- افشا کردن
- افشاگری کردن
- برملا کردن
- برهنه کردن
- تاقچه یا فاصله ی میان پنجره و لبه ی خارجی دیوار
- راز گشادن
- رجوع شود به jamb
- ظاهر کردن
- معلوم کردن
- مکاشفه شدن یا کردن
- هویدا کردن
- پرده دری کردن
- کشف کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reveal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Reveal
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Reveal" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Reveal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "reveal" با ترجمه به فارسی
-
الهام · مکاشفه
-
اشکار شدنی · فاش کردنی
-
(برای اتفاقات، وقایع...)آشکارکننده، مبین، بازگوینده آنچه که قبلاً نمیدانسته اند، افشاگرانه اما بار منفی ندارد (برای لباس) بدن نما، عریانگر · بی پرده گویی · کشف
-
راز راما
-
اشکار کننده
-
مذهب (به ویژه مذهبی که بر پایه ی الهام مستقیم الهی استوار است)
-
آشکار کننده ی افکار و احساسات درونی · منش نما · نهادنما
-
خود را نشان دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن