ترجمه "reviewer" به فارسی
منتقد, مفسر, هنرسنج بهترین ترجمه های "reviewer" به فارسی هستند.
reviewer
noun
دستور زبان
A person who writes critical reviews for a newspaper or other publication; a critic [..]
-
منتقد
nounHere's a reviewer online, on Amazon.
این یک منتقد اینترنتی، در سایت آمازون است.
-
مفسر
noun -
هنرسنج
-
ترجمه های کمتر
- منقد ادبی
- نقدگر (به ویژه نقدگر آثار معاصر در مجلات و روزنامه ها)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reviewer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reviewer" با ترجمه به فارسی
-
فانبتسا رورم یاروش
-
(حقوق) تجدید نظر · (دوباره) بررسی کردن · (مجله ای که بیشتر مقالات آن در باب هنر سنجی است) نقدنامه · (نادر) دوباره نگاه کردن · ارزیابی تازه · از مدنظر گذراندن · بازبین · بازبینی · بازبینی قضایی کردن · بازدید · بازدید کردن · بازرسی · بازنگری · بازنگری کردن · بررسی · تازه کردن · تجدید نظر · تجدید نظر کردن · تفتیش · جنگ نمایش · رجوع شود به revue · رورم ،یگیسر · سان دیدن · سرکشی · مجله · مجله ی هنرسنجی · مرور · مرور کردن · مطالعه · مورد بازدید قرار دادن · نقد · نقد (ادبی یا هنری و غیره) · نقد کردن · نمایشنامه انتقادی · نگاه به گذشته · هنرسنجی کردن (به ویژه در روزنامه یا مجله) · وادیدن · پس نگری · پسنگری کردن · گذشته نگری
-
مقاله مروری
-
مرور نظامند منابع
-
بازنگری طراحی
-
بازبینی · بازنگری · بررسی · تجدیدنظر · دوره (کردن) · مرور
-
استاندارد مسئولیت حسابرس
-
بررسی (مرور ) وضعیت پروژه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن