ترجمه "revolt" به فارسی
شورش, انقلاب, شورش کردن بهترین ترجمه های "revolt" به فارسی هستند.
to rebel, particularly against authority [..]
-
شورش
nounact of revolting
The revolt in the capital had been suppressed after a night of fighting in the streets.
شورش در پایتخت پس از یک شب جنگ در خیابانهای شهر سرکوب شده بود.
-
انقلاب
nounThere remained the technique and direction of the new revolts
اکنون مسئلهای که باقی میماند، روش و جهت انقلاب جدید بود؛ و این جهت باید چنان هموار میبود
-
شورش کردن
verbthat even his own brother, who has revolted against him, still has to be punished
که حتي اين که برادرمه، کسي که عليه اون شورش کرده, هنوز هم بايد تنبيه
-
ترجمه های کمتر
- طغیان
- بلوا
- متنفر کردن
- عصیان
- قیام
- سرکشی
- آشوب
- فتنه
- متمرد
- شوریدن
- برمخ
- برمخیدن
- سرپیچی
- (سخت) روی گردان کردن
- اظهار تنفر کردن
- به چندش آوردن
- بیزار بودن
- بیزار کردن
- دلزده بودن
- دلزده کردن
- روی گردان شدن (از)
- طغیان کردن
- عصیان کردن
- منزجر بودن
- منزجر کردن
- نافرمانی کردن
- چندش گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " revolt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Revolt" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Revolt در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "revolt"
عباراتی شبیه به "revolt" با ترجمه به فارسی
-
شوریده · متمرد · یاغی
-
شورش طلب · شورش کننده · شورشی · متمرد · یاغی
-
انزجارانگیز · بیزار کننده · در حال شورش · شورشی · منزجر کننده · چندش آور
-
انزجارانگیز · بیزار کننده · در حال شورش · شورشی · منزجر کننده · چندش آور
-
انزجارانگیز · بیزار کننده · در حال شورش · شورشی · منزجر کننده · چندش آور
-
انزجارانگیز · بیزار کننده · در حال شورش · شورشی · منزجر کننده · چندش آور