ترجمه "rhea" به فارسی
(اسطوره ی یونان) ریا (زن کرونوس و مادر زاوش), (جانورشناسی) ریا (پرنده ی بومی آمریکای جنوبی از راسته ی Rheiformes), (یکی از ماه های بزرگ زحل) ریا بهترین ترجمه های "rhea" به فارسی هستند.
rhea
noun
دستور زبان
A large flightless bird of the genus Rhea, native to South America. [..]
-
(اسطوره ی یونان) ریا (زن کرونوس و مادر زاوش)
-
(جانورشناسی) ریا (پرنده ی بومی آمریکای جنوبی از راسته ی Rheiformes)
-
(یکی از ماه های بزرگ زحل) ریا
-
ترجمه های کمتر
- رجوع شود به rrhea-
- ریا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rhea " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rhea
proper
noun
(Greek mythology) A Titan, the daughter of Uranus and Gaia, the mother of Demeter, Hades, Hera, Hestia, Poseidon, and Zeus. [..]
-
رئا
Rhea (mythology)
تصاویر با "rhea"
عباراتی شبیه به "rhea" با ترجمه به فارسی
-
ریا بزرگ
-
ریا بزرگ
-
شترمرغهای آمریکایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن